نادیانادیا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 10 روز سن داره

نادیا امید زندگی ما

خاطرات – سفر کیش

هفته گذشته نادیا روز یکشنبه یکبار دیگه از طرف مهد رفتن اردو یک پارک بادی به نام  قلعه جادویی ، که ظاهرا کلی هم بهش خوش گذشته بود. و روز دوشنبه هم ما سه نفری به جزیره کیش سفر کردیم. تو این سفر  مامانی ما رو به همراهی نکرد چون میخواست به کارهای قبل عیدش برسه و جاش هم واقعا خالی بود . من و بابا و نادیا خودمون سه نفری راهی شدیم و ساعت چهار بعدالظهر در فرودگاه کیش بودیم. همونجا یک پکیجی از  تفریحات موجود در کیش خریدیم و کل چهار روز رو  همونجا برنامه ریزی کردیم. که کار واقعا خوبی بود. ساعت پنج و نیم دیگه تو هتل بودیم و چون باید ساعت یک ربع به هفت کنار اسکله برای سوار شدن به کشتی تفریحی می بودیم بعد از کمی استراحت و تعویض ...
6 اسفند 1393

روشا و میشا (سبزک)

از جمعه پیش دو نفر به جمع ما اضافه شدند، چونکه نادیا خانوم ما صاحب یک جفت مرغ عشق زیبا ، به رنگهای آبی و سبز شده. مدت خیلی زیادی بود که نادیا دوست داشت که یک حیون خونگی داشته باشه. و  درخواستش از سگ شروع شد و بعد هم خرگوش ، لاک پشت و طوطی . و آخر هم رسیدیم به مرغ عشق. البته چون کلا خودم علاقه ای به نگه داشتن حیوانات ندارم خیلی تلاش کردم که متقاعدش کنم که چیزی نخریم  و با دلایل مختلف هرکدوم رو رد میکردم. مثلا سگ و خرگوش نیاز به خونه حیاط دار هست و  ... یا لاک پشت رو  خودش چون شنیده بود پوستش حساسیت میاره میگفت پوستش سمی هست و من دلم میخواد بهش دست بزنم و اینجوری نمیتونم. خلاصه روز جمعه هم سعی کردیم که بگیم تعطیله ولی نا...
21 بهمن 1393

تخت نیمه نوجوان نادیا عسلی

نادیا خانوم ما دیگه خانوم شده و تخت کودک دیگه مناسبش نیست  درنتیجه پنجشنبه گذشته تخت کودکی نادیا خانوم رو باز کردیم  و اون رو تبدیل کردیم به تخت نوجوان البته نوجوان نوجوان هم که نه ، چون پاتختی های پایینش رو باز نکردیم و درواقع تبدیل شد به تخت نیمه نوجوان. با یک روتشک و رو بالشمی با طرح گلهای ریز و خوشگل  و به رنگ فیروزه ای هم رنگ تختش، تشکش رو هم پوشوندیم. البته قصد داشتم که براش ملافه بچه گونه با طرحهای کارتونی جدید بخرم ولی این روتشکی رو خیلی وقت پیش قبل از اینکه نادیا به دنیا بیاد خریده بود و تا حالا بازش نکرده بودم و از سر اتفاق همرنگ تخت نادیا دراومده بود . نازبانوی ما  هم تا دیدش گفت من این رو دوست دارم  و ...
12 بهمن 1393

اولین اردو نادیا خانوم به تنهایی

دیروز نادیا خانوم برای اولین بار از طرف مهد به اردو رفت. روز قبلش من کلی استرس داشتم و کلی هم به نادیا گفتم که مواظب خودت باش از مربیت دور نشو و بهیچ وجه هم سمت غریبه ها نرو. چون چند بار با تاکید بهش گفتم بچه خودش ترسیده بود . میگفت اصلا برای چی باید برم اردو. اردو چی هست؟ هم نگران شده بود هم دلش نمیومد بگه نمی خوام برم. ولی دیگه آخرش بهش گفتم نگران نباش میری بهت خوش میگذره فقط از مربیت دور نشو. مامانی هم نگران بود و بیشتر هم اون خیلی من رو ترسوند خوب البته شاید هم حق داشت. خود مامانی هم کلی به مهد اصرار کرده بود که باهاشون بره ولی قبول نکرده بودند. البته با مربیش که برای سفارشات بیشتر صحبت کردم گفت وقتی یه مهد یه جا رو اجاره میکنه فقط بچه ه...
6 بهمن 1393

چگونه خلاقیت کودکان را نابود کنیم!

کودکان نابغه های خلاقی به دنیا می آیند اما متاسفانه تا زمانیکه که به کلاس سوم یا چهارم برسند، خلاقیتشان نابود می شود. در مورد هوش پدیده ای به نام اثر فلین (نامی است که به افزایش قابل توجّه و مداوم امتیازات آزمون هوش در بسیاری از مناطق جهان داده‌اند) وجود دارد که بر اساس آن ضریب هوشی هر نسل نسبت به نسل قبل 10 شماره افزایش می یابد و علت آن محیط و تجهیزات پیشرفته ایست که کودکان را باهوش تر می کند اما در مورد خلاقیت این روند برعکس است یعنی از سال 1990 به بعد خلاقیت کاهش یافته است. اما مشکل کجاست؟ چه اشتباهی باعث روند نزولی خلاقیت شده است؟ برخی از کارها و عواملی که باعث نابود شدن و کاهش خلاقیت می شوند عبارتند از: جایزه یا پاداش: ...
16 دی 1393

زندگی رو ابرها

این آهنگ همیشه باهمیم، آهنگ مورد علاقه ما و بویژه نادیاست در تابستون و پاییزی که گذشت . در ماشین و مسافرت همیشه این آهنگ رو گوش دادیم. نادیا میگه این آهنگ فوق العاده منه. و بهش میگه: آهنگ زندگی رو ابرها. الان چند ساله میگذره که باهامه عقل و هوشه منو برده اون چشای نازشو چشای نازشو… دوتا دیوونه که صبح تا شبو دیدیم شب با هم رو تختو فردا صبح دوباره گیجیمو صبح دوباره گیجیمو… چه ساده ، دله منو بردی با یه نگاهت نمیتونم برم از کنارت چه ساده دیدیم هرچی که خواستیم جوره هرچی که خواستیم بوده واسه دوتا دیوونه روی ابرا چه زندگی خوبه اووو یییه… جوره ، هرچی که خواستیم بوده ، واسه دوتا دیوونه روی ابرا چه زندگی خوبه ...
14 دی 1393

نادیا خانم عینکی می شود

الان تقریبا کمتر از یک ماه که نادیا خانوم ما عینکی شده و پذیرش این قضیه بیشتر از اینکه برای نادیا سخت باشه برای من سخت بود. تازه نادیا رو برده بودم دندونپزشکی و از استرس خراب بودن دندون هاش دراومده بودم و کلی خوشحال که نادیا یه دونه دندون خراب هم نداره که یازده آذر تو چکاب مهد گفتن که چشمش مشکوک به ضعیفیه. خلاصه از فردای اون روز تا شنبه شب پیش چهارتا دکتر متخصص رفتیم و گفتن که چشمش ضعیف شده و باید عینک بزنه که البته گفتن که این تو بچه ها عادیه و طی یکی دو سال استفاده خوب میشه. ولی خوب اینکه میبینی بچه تو این سن باید عینک بزنه و تو بازی دست پا گیریشه آدم رو اذیت میکنه. مخصوصا که باید بیست و چهار ساعته دستمال بدست باشی و تمیزش کنی. اوایلش ک...
14 دی 1393

اولین کتابهای جلد شده نادیا خانوم

نادیا خانوم ما دیگه یک خانوم محصل شده. و ما دیروز  اولین کتابهای آموزشی رو برای خانوم کوچولومون جلد کردیم. یاد وقتی افتادم که با پدر مرحومم دوتایی مینشستیم و کتابهام رو جلد میکردیم و چه لذتی از این کار میبردم. یک جلد کاغذ کادو و بعد هم یک جلد هم با کاورهای پلاستیکی و بعد هم پدرم با خط خوشش اسم و کلاسم رو داخلش مینوشت. چه حالی داشتم با این کتابها و لوازم تحریر و .... یادش بخیر. ولی کاورهای این دوره خیلی با مال زمان ما فرق داره. کاورهای برچسبی خیلی ساده و راحت ، اول یک لایه باریک وسطش رو برمیداری و بعد دو طرفش  رو میچسبونی و چون من میخواستم جلد کتابها براش پیدا بشه یک نوع شفافش رو خریدم. اول یک بسته با طرح ساده گرفتم که البته سایز...
25 آبان 1393

تقویت هوش هیجانی کودک

گام‌هایی برای تقویت هوش هیجانی کودک   روزنامه اطلاعات:  همانطور که برای موفقیت در درس خواندن نیاز به هوش تحصیلی (IQ) است، تنظیم ارتباط سالم و درک احساسات دیگران هم به هوش عاطفی یا هیجانی (EQ) نیازمند است. واژه هوش هیجانی برای اولین بار توسط واین پاین د ر رساله دکترا استفاده شد ه است ولی مایر و سالووی د ر سال ۱۹۹۰ معنای آن را توسعه دادند.   آنها هوش هیجانی را نوعی هوش اجتماعی و مشتمل بر توانایی کنترل هیجان های خود و د یگران و تمایز بین آن ها و استفاد ه از اطلاعات به عنوان راهبرد تفکر و عمل می دانند. هوش هیجانی دست کم در زندگی اجتماعی اهمیتی فراتر از هوش تحصیلی دارد. دارا بودن این هوش است ...
21 آبان 1393