خاطرات
در تعطیلاتی که گذشت، پنجشنبه از صبح به بازی با نادیا خانوممون گذشت و بعدالظهر هم سه تایی همراه بابا رفتیم پارک . پارک بسیار بسیار خلوت بود و ما حسابی از قدم زدن در پیست دو چرخه سواری خلوت که تنها دو سه نفر در حال پیاده روی و دوچرخه سواری بودند لذت بردیم . نادیا هم اسکوترش رو آورده بود و بعد از یک دور دیگه گفت خسته ام و بریم زمین بازی ولی من بهش گفتم خیلی حیفه این پیست خلوت رو از دست بدیم و درنتیجه دسته اسکوتر رو بالا آوردم و خودم سوار شدم و نادیا هم دنبال من می دوید . بعد از کمی رفتن دو نفری سوار شدیم که خیلی باحال بود مخصوصا تو سرازیری ها که بسیار لذت بخش بود . بعد از یک دور دیگه که پیست رو طی کردیم دیگه رفتیم تو زمین بازی و بع...











