آغاز مدرسه
امروز صبح اولین روز مدرسه ست. و دیشب دختر قشنگ من بعد از یکساعت کلنجار رفتن ساعت ده شب به خواب رفت. و صبح ساعت شش و نیم راحت بیدار شد و با هم دیگه آماده رفتن شدیم. ساعت هفت سرویس که خوشبختانه خانوم بود اومد دنبالمون و من هم بخاطر اینکه روز اول بود باهاش رفتم. دوتا بچه ای که تو سرویس حضور داشتند بچه های سال بالایی بودند و خیلی اخمو نشسته بودند . نادیا به من گفت مامان اینا چرا اینجورین حتی جواب سلام آدم رو هم نمیدن گفتم نگران نباش حالا روز اوله . وقتی رسیدیم چند تا عکس از نادیا گرفتم و اون رو تحویل مدرسه دادم. متاسفانه نزاشتن که مامانها اونجا باشن. و نادیا هم چون تنها بود و دوستی اونجا نداره کمی نگران بود. برنامه امروز مدرسه ...










