خاطرات
دختر قشنگ من دیگه میتونه جمله هم بگه. مثلاً مامان بشین. زندایی بشین= زندایی بیشین. آب میخوام. خاله بیا .و.. البته بعض مواقع ضمیرها رو قاطی میکنی. مثلاً وقتی دستات کثیفه و میخوای به من بگی دستامو بشور ، میگی: دستاتو بشورم . (در واقع جمله ای رو که من موقع شستن دستات میگم رو یادته و میگی) یا هر جمله کوتاهی که ما میگیم رو تکرار میکنی. منم گاهی مامانم صدا میزنی وگاهی اسمم رو صدا میزنی. بعضی از کلماتت هم سیر تکامل دارن مثل: نیلوفر= نیبودَ = نی یو فَ دیروز با مامانی رفتیم دندانپزشکی. به منشی وقتی می رفت تو اتاق دکتر میگفتی : خاله بیا . وقتی هم بعد از اینکه کلی ازت پرسید اسمت چیه؟ گفتی: نادیا و با سرعت فرار کردی به سمت مامانی. بعد منشی ب...





